۷: عشق به انسانها و موجودات:
نجات دهنده انسانها از همه دردها و رنجها عشق است، ما باید عشق به موجودات و انسانها داشته باشیم اما دلبستگی به آنها خیر، مثلا فکر نکنیم معشوق ما ابدی و همیشگی است، چون در جهان اصل بی ثباتی حاکم

است.
۸: بهبود زندگی، تابع اصل تدریجی است:
اگر بخواهیم در زندگی بهبودی حاصل شود و از وضع موجود به یک وضع مطلوب دست پیدا کنیم باید به اصل تدریج اعتقاد و باور داشته باشیم. برنامههای بلند پروازانه نداشته باشید باید همانند جسم که رژیم غذایی میگیرد و وزن را به تدریج کاهش میدهید برای مسائل اخلاقی و روانی هم باید به تدریج رژیم بگیرید تا خودتان را تغییر دهید.
۹: زندگی بر اساس سه اصل صداقت، احسان، تواضع:
یکی از مصادیق صداقت راست گفتن است، یعنی گفتار با عقیده ما هماهنگ باشد، ریا و تزویر که در مقابل صداقت است یعنی گفتار با کردار هماهنگ نباشد.
هرچیزی که در نظام ارزشی خودتان مثبت تلقی میشود، فرض کنید به چنگ دیگری افتاده است، خداوند به پیامبر وحی فرمود که تواضع نسبت به مردم داشته باشد.
هر ناخوشیای که به دیگری رسید فرض کنیم به خودمان رسید، مثلا اگر فرزندمان بیمار شد، چقدر دچار تب و تاب میشویم تا او را به بیمارستان ببریم، اگر فرزند دیگری هم بیمار شد ما نیز باید چنین تب و تابی را داشته باشیم. خداوند در وصف پیامبر میفرماید: هر رنج کوچک شما مردم، رنج بزرگی برای پیامبر است.
۱۰: پرهیز از شتاب زدگی در زندگی و داشتن آهستگی:
انسان در زندگی باید آرام و آهسته و با طمأنینه و آرامش کارهایش را انجام دهد، آهسته حرف بزند، حرف شما را قطع نکند، حرف خود را ناتمام رها نکند و در آن واحد چند کار را با هم انجام ندهد.
۱۱: بی توجهی به قضاوت های دیگران:
ما باید بر مبنای فهم و تشخیص خود عمل کنیم، کاری که از درون خود ما میجوشد انجام دهیم. در امور نظری زندگی، عقل را داور قرار دهیم و در امور عملی وجدان خویش را.
طبیعی زیستن یا همان سادگی یعنی حضور و غیاب دیگران در رفتار من تأثیر نداشته باشد.
۱۲: جدی بودن زندگی:
زندگی را نمیتوان شوخی گرفت
منبع: نسیم دانش شماره ۷۳، انجمن کتابخوانی موسسه فرهنگی میرداماد گرگان
برچسب:
نویسنده: آرمان حبیبی